جدول محتوا
اگر احساس میکنید ذهنتان هیچوقت از مسئولیتهای مربوط به فرزندتان خالی نمیشود، تنها نیستید. فشار ذهنی والدین همیشه وجود داشته، اما زندگی امروز آن را سنگینتر از گذشته کرده. بر اساس آمار منتشرشده، ۴۱ درصد از والدینی که فرزند زیر ۱۸ سال دارند میگویند آنقدر تحت استرس هستند که در بیشتر روزها به سختی میتوانند کارهای روزمرهشان را انجام دهند. ۴۸ درصد هم این فشار را کاملاً طاقتفرسا توصیف کردهاند.
اما چرا والدین تا این اندازه تحت فشارند و برای سبکتر شدن این فشار چه میشود کرد؟
فشار ذهنی والدین دقیقاً چیست؟
فشار ذهنی به تمام تلاشهای فکری و احساسی گفته میشود که برای مدیریت زندگی خانواده لازم است؛ کارهایی که اغلب دیده نمیشوند، اما همیشه در ذهن والدین جریان دارند.
این لیست معمولاً پایان ندارد؛ از هماهنگ کردن کلاسهای کودک گرفته تا شستن لباسها، برنامهریزی وعدههای غذایی، پرداخت قبضها، پیشبینی مشکلات احتمالی و دهها مسئولیت ریز و درشت دیگر.
این همان کارهای نامرئی است؛ مسئولیتهایی که دیده نمیشوند، اما همیشه همراه ما هستند. والدین مدام به این فکر میکنند که الان چه کاری باید انجام شود، فردا چه برنامهای دارند، ماه بعد چه اتفاقی میافتد و حتی باید برای سال آینده هم آماده باشند.
چرا فشار ذهنی اهمیت دارد؟
این فشار پنهان فقط خستگی نمیآورد؛ میتواند سلامت جسم و روان والدین را هم تحت تأثیر قرار دهد. فشار ذهنی بالا ممکن است با استرس و اضطراب مداوم، کمبود یا اختلال در خواب، افزایش احتمال ابتلا به بیماریهای مزمن، تنش در روابط خانوادگی و کاهش تمرکز در محیط کار همراه باشد.
یک مشغله قدیمی
فشار ذهنی والدین چیز جدیدی نیست. جالب است که نخستین سرمقاله مجله Parents در سال ۱۹۲۶ هم به همین موضوع اشاره کرده بود؛ اینکه والدین هنگام بروز مشکل خودشان را مقصر میدانند و اغلب احساس نگرانی، سردرگمی و فشار روانی دارند.
با این حال، بسیاری از متخصصان معتقدند این فشار امروز از هر زمان دیگری بیشتر شده. هزینههای بالای نگهداری و آموزش کودکان، دغدغههای مربوط به فناوری و شبکههای اجتماعی، نگرانی درباره امنیت مدارس، تجربه همهگیری کرونا و تغییرات گسترده سبک زندگی، همگی این فشار را سنگینتر کردهاند.
البته شرایط هر خانواده متفاوت است و عوامل گوناگونی میتوانند این فشار را کم یا زیاد کنند.
مادران معمولاً فشار سنگینتری را تحمل میکنند
پژوهشها نشان میدهد در بسیاری از خانوادهها، سهم مادران از فشار ذهنی بیشتر از پدران است.
بر اساس مطالعهای که در Archives of Women’s Mental Health منتشر شده، مادران به طور میانگین مسئول حدود ۷۳ درصد از برنامهریزیها و هماهنگیهای خانه هستند و نزدیک به ۶۴ درصد از کارهای عملی روزمره را هم بر عهده دارند.
این نابرابری میتواند تأثیر قابلتوجهی بر سلامت روان مادران بگذارد و احتمال بروز افسردگی، استرس، فرسودگی روانی و نارضایتی از
رابطه را بیشتر کند.
فرهنگ هم در این فشار نقش دارد
تجربه فشار ذهنی در همه خانوادهها یکسان نیست و فرهنگ هم در این میان نقش مهمی دارد.
در برخی فرهنگها، انتظارهای سنتی درباره نقش زن و مرد باعث میشود مسئولیتهای بیشتری بر دوش یکی از والدین بیفتد. گاهی هم باورهای فرهنگی یا احساس شرم باعث میشود افراد برای دریافت کمک یا صحبت درباره مشکلات روانیشان اقدام نکنند.
پدران هم از این فشار بینصیب نیستند
هرچند بیشتر صحبتها درباره فشار ذهنی بر مادران تمرکز دارد، اما پدران هم با فشارهای خاص خودشان روبهرو هستند.
بسیاری از آنها احساس میکنند جامعه از آنها انتظار دارد همیشه قوی، مستقل و بدون نیاز به کمک باشند. همین نگاه باعث میشود کمتر درباره فشارهای روانیشان حرف بزنند یا برای دریافت حمایت اقدام کنند.
نتایج یک نظرسنجی نشان داد از هر سه پدر، دو نفر معتقدند حمایتهای بیشتری برای سلامت روان پدران لازم است. بسیاری هم گفتهاند وقتی درباره مشکلات روحی خود صحبت میکنند، احساس میکنند قضاوت میشوند.
کیر گینز میگوید این موضوع تا حد زیادی به کلیشههای قدیمی درباره مردان برمیگردد: «نگاه سنتی بر این باور استوار است که مردان باید همیشه به خود متکی باشند، احساساتشان را پنهان کنند و از درخواست کمک خودداری کنند.»
در نتیجه، بسیاری از پدران فشارهای ذهنی و عاطفیشان را در سکوت تحمل میکنند؛ موضوعی که میتواند سلامت روان آنها و روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار دهد.
چگونه فشار ذهنی والدین را سبکتر کنیم؟
از استانداردهای غیرواقعی فاصله بگیرید
بسیاری از والدین احساس میکنند باید همیشه بهترین باشند؛ مدام با فرزندشان بازی کنند، سرگرمشان کنند و هیچ کمبودی نگذارند.
بسیاری از والدین مدام از خودشان میپرسند: «آیا به اندازه کافی برای فرزندم انجام میدهم؟» شبکههای اجتماعی هم این احساس را بیشتر میکنند. وقتی فقط بهترین لحظههای زندگی دیگران را میبینیم، ممکن است تصور کنیم همه والدین عملکردی بینقص دارند و فقط ما از پس مسئولیتها برنمیآییم.
مقایسه وقتی مشکلساز میشود که از آن برای سرزنش کردن خودتان استفاده کنید.» او پیشنهاد میکند آگاهانه انتخاب کنید چه محتوایی را در شبکههای اجتماعی دنبال میکنید: «به چیزهایی که میبینید دقت کنید و ببینید چه حسی در شما ایجاد میکنند. هر چیزی که روی صفحه میبینید، لزوماً تصویر کامل واقعیت نیست.
از دیگران کمک بگیرید
همه متخصصان بر یک نکته تأکید دارند: هیچ پدر یا مادری نباید فشار فرزندپروری را به تنهایی تحمل کند.
وقتی احساس کنید دیگران شما را میبینند، حرفتان را میشنوند و نگرانیهایتان را جدی میگیرند، فشارها خیلی قابلتحملتر میشوند. با والدین دیگری که تجربههای مشابهی دارند در ارتباط باشید. کسی که شرایط شما را درک میکند، همدلانه گوش میدهد و میتواند تجربههایش را با شما در میان بگذارد. پدران هم به چنین شبکه حمایتی نیاز دارند. پدران بهتر است با مردانی در ارتباط باشند که تجربه مشابهی از همسرداری و فرزندپروری دارند تا بتوانند بدون نگرانی درباره فشارهای روانیشان حرف بزنند.
اگر با همسرتان فرزندتان را بزرگ میکنید، بهتر است درباره تقسیم مسئولیتها به شکل شفاف گفتوگو کنید تا این فشار تنها بر دوش یکی از شما نباشد.
لازم نیست والدی بینقص باشید
اگر گاهی نتوانیم همه خواستههای فرزندمان را برآورده کنیم، اتفاق بدی نمیافتد. زندگی واقعی هم کامل نیست. اگر همیشه بخواهیم کامل باشیم، در واقع فرزندمان را برای دنیای واقعی آماده نمیکنیم.
با خودتان همانطور رفتار کنید که با یک دوست صمیمی رفتار میکنید. کمی مهربانتر باشید و بپذیرید که گاهی “به اندازه کافی خوب” بودن کاملاً کافی است.
مراقبت از خود را در اولویت قرار دهید
رسیدگی به خود خودخواهی نیست؛ بخشی از مسئولیت فرزندپروری است. والدینی که زمانی برای استراحت و فعالیتهای مورد علاقهشان کنار میگذارند، انرژی بیشتری برای مراقبت از فرزندانشان دارند.
متخصصان پیشنهاد میکنند هر والد چند فعالیت ضروری برای حفظ سلامت جسم و روانش مشخص کند و آنها را در برنامه هفتگی ثبت کند. این زمانهای شخصی کمک میکنند دوباره با خودتان ارتباط برقرار کنید و انرژی از دسترفته را بازیابید.
گاهی لازم است کمی عقب بکشید. همیشه لازم نیست همه کارها را خودتان انجام دهید یا همه چیز دقیقاً مطابق سلیقه شما پیش برود. گاهی باید اجازه دهید دیگران هم مسئولیتی بر عهده بگیرند. شاید نتیجه دقیقاً همان چیزی نباشد که انتظار داشتید، اما دنیا به آخر نمیرسد.







بدون دیدگاه